خرید بک لینک
زندگی! عنکبوت سیری را می مانی..که به یمن عادت دیرینه.....پروانه های بی دلیل را در نور وسوسه تور می کنی !!ناگشوده مانده هم چنان.... تا ابد تا آن جایی که یک محال تحقق یابد.آیا آن لحظه ایی که جا گذاشتم ر

برچسب: نویسنده: آدرین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:28

زیباترین حرفت را بگو
شکنجه ی پنهان سکوت ات را آشکاره کن
و هراس مدار از آنکه بگویند
ترانه یی بیهوده می خوانید
چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بیهوده گی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست
حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطر فردای ما اگر
بر ماش منتی ست
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است

شاملو

برچسب: نویسنده: آدرین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:28

روزی ما دوباره کبوتر های مان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفتروزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفلافسانه یی ستو قل

برچسب: نویسنده: آدرین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:28

صفحه بندی